محمد قنبرى

130

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

مىتوان در نظر گرفت : يكى تصويبى و ديگرى اكتشافى ، كه از اين ميان تنها يكى درست است كه همان اجتهاد اكتشافى باشد . اثبات و تحقيق اين نظر به علم مبادى اصول ارتباط دارد و در اين مقال از آن سخنى نمىآيد ، تنها موجزى در ماهيت تصويب و اكتشاف گفته مىشود . الف ) اجتهاد تصويبى اين ديدگاه در محيط فقهى عامه به عنوان يكى از چند نظريه اصولى ، از گذشته مطرح بوده ، گو اين‌كه مسلك غالب ، مسلك تخطئه است . از جمله طرفداران اين ديدگاه ابو حامد غزالى است ، وى در كتاب المستصفى ( در جزء دوم صفحه 363 در حكم اجتهاد و تصويب و تخطئه ، از طبع 2 در ايران ) گويد : و آنچه محققان مصوبه بدان گراييده‌اند ، اين است كه در واقعه‌اى كه نص نيست حكم مطلوب به ظن هم نيست ، بلكه حكم تابع ظن است و حكم خدا بر هر مجتهد همان مظنون غالب او است . سپس گويد : و اين نظر مورد قبول است . منظور از تابعيت حكم واقعى نسبت به ظن در كلام ياد شده غزالى همان فرضيه تصويبى است . تعريف اجتهاد تصويبى را مىشود به طور كلى با قطع نظر از آراء مختلف در تفسير آن بدين‌گونه عرضه كرد : « اجتهاد بر اساس تصويب عبارت است از به كارگيرى دلايل معتبر در نزد مجتهد ، براى تحصيل آراء شرعى در فقه ، به وجهى كه آراء حاصل آمده از دلايل مذكور احكام شرعى براى مجتهد و مقلدين او باشد . » تصويب را زمينه‌ها و شروطى هست كه براى اختصار از ذكر آنها در تعريف خوددارى شد . اين تعريف كه به نظر نگارنده از ملاحظهء آراء اهل تصويب رسيده ، همهء اقسام تصويب را شامل مىشود . و ملاك بطلان آن ملاك مشترك براى بطلان همه اقسام تصويب است ، گرچه هر كدام از اقسام تصويب ملاكى جداگانه براى بطلان علاوه بر ملاك مشترك داشته باشد ، چنان‌كه تصويب محض داراى ملاك بطلانى مستقل است .